1401/10/12
« بسم الله الرحمن الرحیم»
الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سید المرسلین سیدنا محمد و علی آله اجمعین
اما بعد:
در اینکه امنیت، نعمتی بی بدیل و بدون جایگزین است شکی وجود ندارد و از دغدغههای اصلی هر جامعهای امنیت وآرامش است. امنیت استحقاق طبیعی هر فرد و نخستین شرط تداوم زندگی و همزیستی است و همانطور که نیاز به غذا، مسکن و ... برای انسان ضروری است، امنیت نیز کالایی عمومی و ضروری است، نیاز به امنیت پس از نیازهای اساسی و جسمانی، مهمترین نیاز جوامع و مردمان آن است. بدین خاطر جوامع متمدن و جدید در صدد بر آورده نمودن امنیت به عنوان عنصر اساسی برای یک زندگی خوب و شرافتمندانه هستند تا افراد آن با ذهنی فارغ از پیچیدگیهای سخت زندگی و با روانی آرام، آماده رسیدن به اهداف مهم زندگی و بُرُوز استعدادهای خود گردند، زیرا احساس امنیت و ضریب امنیت بالا از شاخصهای توسعه یافتگی و وضعیت بسامان است که این شاخص به عنوان یکی از مهمترین شاخصهای حوزه رفاه اجتماعی به حساب میآید.
رشد و توسعه جوامع نیز همواره در سایه حداقلی از امنیت فراهم گردیده تا جایی که میتوان گفت: این مفهوم از مفاهیم مهم و تأثیرگذار بر مسائل حوزه رفاه اجتماعی است؛ بدین معنا که رفاه بدون احساس امنیت معنا نخواهد داشت، این در حالی است که بر قراری امنیت و احساس آن میتواند پتانسیل نیرومندی برای رشد و تعالی از سطح فردی تا بالاترین رتبه های اجتماعی را در بر گیرد و البته عکس آن نیز صادق است. در شرایط عدم امنیت گسترش آسیب های اجتماعی و افزایش جرم و جنایت انکار ناپذیر است.
اینگونه است که شارع حکیم، خداوند متعال فراهم نمودن این عنصر برای هر جامعهایی مخصوصا جامعه ایمانی ملتزم به آموزههای قرآنی را امری ضروری و با اهمیت میداند که اگر وجود آن از جامعه رخت بر بندد؛ افراد آن دیگر نمیتوانند آنگونه که خواسته شارع باشد به امورات بندگی، معنوی و روزمره خود در جهت رسیدن به زندگی کریمانه گام بردارند، لذا خداوند حکیم مهمترین مؤلفه استقرار در یک مکان را امنیت قرار داده است و بر زبان ابراهیم خلیل در قالب دعا میفرماید: (وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِـۧمُ رَبِّ ٱجۡعَلۡ هَٰذَا بَلَدًا ءَامِنٗا) «و یاد کن هنگامی را که ابراهیم گفت: پروردگارا، اینجا را شهر امنی ساز» و در جایی دیگر باز حضرت ابراهیم اینگونه پروردگارش را ندا میدهد: (وَ اذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ رَبِّ ٱجۡعَلۡ هَٰذَا ٱلۡبَلَدَ ءَامِنٗا وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَام) «و یاد کن هنگامی را که ابراهیم گفت: پروردگارا این شهر مکه را ایمن ساز و مرا و فرزندانم را از پرستش بتها دور بدار». آری بودن امنیت و داشتن آن، ترس و اندوه را از افراد جامعه بر میدارد، آنها را مستعد خلق آثار معنوی و مادی سودمند برای جامعه میکند. وجود امنیت در میزان اثر بخشی خود التزام و پایبندی افراد را به قانون و اجرای درست آن در سطح بسیار بالایی افزایش داده و اعتماد به قانونگذار را استحکام بخشیده و جامعه را آماده حرکت رو به جلو و حق پذیری و توجه به حقوقها مینماید.
با توجه به مطالب بیان شده و میزان ارتباط بالای امنیت در برآورده نمودن شاخصهای رفاه اجتماعی، رخداد اخیر شهرستان بستک که منجر به کشته شدن یک کودک دانش آموز دختر به نام سُها اعتباری اهل خلوص گردید وجود امنیت در جامعه ایران مخصوصا جامعه شهرستان بستک را به چالش کشیده تا جایی که جان انسانها بطور خاص و اموال آنان از دایره حرمت خارج شده، به امری مباح و مستحب تبدیل گشته و خداوند قادر متعال در آیه 32 سوره مائده در باب این حرمت، کشتن یک نفس را کشتن همهی مردم میداند و میفرماید: (منۡ أَجۡلِ ذَٰلِكَ كَتَبۡنَا عَلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ أَنَّهُۥ مَن قَتَلَ نَفۡسَۢا بِغَيۡرِ نَفۡسٍ أَوۡ فَسَادٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعٗا وَمَنۡ أَحۡيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحۡيَا ٱلنَّاسَ جَمِيعٗا) « به همین سبب، بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل، یا فساد در زمین بکشد، چنان است که گوئی همهی انسانها را کشته است، و هر کس انسانی را از مرگ رهائی بخشد، چنان است که گوئی همهی مردم را زنده کرده است.» در حالی که چنین رفتارهایی حتی قانون و قانونگذار را وقعی ننهاده بلکه خود را فرا قانونی تصور نموده که در حوزه خود میتواند بدون هیچ گونه واهمه، از نص قانون پرهیز و تخطی کند و مرتکب بدترین جرمها که ستاندن جان آدمی است گردند که این خود سبب ورود ناآرامی و اضطراب به دل مردمان و جامعه میگردد که چه بسا عواقب وخیم و خطرناکتری را به همراه داشته باشد.
چگونه میتوان مدعی بودن قانون و وجود قانونگذار باشیم در حالی که مجری قانون با لباس شخصی و ماشین شخصی سبب سلب امنیت از شهروندان و تخطی از قانون میگردد؟
چگونه انتظار میرود وقتی اینگونه دیده شود، شهروندانی ملتزم به قانون و معتمد به قانونگذار داشته باشیم؟
چگونه است که اصل بر امنیت و امان و وجود قانون در جامعه است ولی مدام دنبال مجرم و قانون گریز هستیم؟
چگونه مدعی برقراری امنیت برای مردمانمان هستیم ولی هر روز برای آنها دامی گسترانیدهایم که جرمی را به آنها نسبت دهیم؟
اصل و اساس در برخورد با آدمها این است که آنها دارای صلاح و سلامت از هر جرم و اتهامی هستند مگر خلاف آن ثابت گردد، که در اینصورت باید پس از تبیین، اتهام آنها را در دادگاه ذی صلاح مورد بررسی قرار داد.
جامعه شهرستان بستک در غم از دست دادن یک عضو از خانواده خود زخمی عمیق در درون آن ایجاد شده که کام جان و دل همگی را اندوهگین و دردناک نموده است و شاید مدتها التیام نیابد. ولی آنچه در حادثه پیش آمده بُرُوز و نمود پیدا کرد این است که سالهاست است از سکوت این مردم دیندار و نجیب سوء استفاده شده و در جهت تحمیل نمودن آنچه خواسته و مطلوب آنها نبوده استفاده کردهاند و حمل بر خمودگی و ناتوانی آنها نمودهاند در حالی که این مردم سالیان متمادیست با متانت و بزرگواری سعی در آرام نمودن جامعه و فراهم آوری حداکثر امکانات برای ارائه خدمات به مردم داشتهاند و این نشانگر بالاترین درجه توانایی است که در حفظ آرامش و خدمت به همنوعان خود بدون کمترین منت و چشمداشتی کوشا وسهیم باشی و دیگر اینکه مردم شریف شهرستان بستک، گرچه آراسته به آرامش و خوش خلقی هستند و به فرهنگ و ادب شهرت دارند اما هرگز در اِعمال قانون، اجازهی رفتارهای سلیقهای و بیضابطه را نخواهند داد و در برابر رویکردهای غیر مسئولانه، سکوت نخواهند نمود.
بنابراین حادثه اسفناک کشته شدن کودک دانشآموز دختر خلوصی سُها اعتباری، سبب تألم و تأثر وجدان جامعه شهرستان بستک گردید، لذا از مراجع ذی صلاح قضایی و جزایی تقاضا میشود پرونده قتل سُها اعتباری را با سرعت و جدیت کامل، مورد پیگیری و بررسی قرار داده و فرد یا افراد خاطی را به اشد مجازات محکوم نمایند و چنان نباشد که با گذر زمان این فاجعه فراموش شود و احقاق حق صورت نگیرد و سپس با تکیه بر شفافیت، نتایج ناشی از پیگیریها را با افکار عمومی در میان بگذارند، تا که احترام به قانون سر لوحه کار هر انسانی مخصوصا کسانی که تأمین کننده امنیت مردم هستند باشد.